موسیقی روش خاصی برای بکار گیری ملودی، ریتم، رنگ صوتی، دینامیک، هارمونی، بافت و فرم استفاده میکند. هر شیوهٔ خاصی برای به کار گرفتن این عناصر می‌تواند به پیدایش کیفیتی صوتی بیانجامد کهیکتا و شاخص  است. هنگامی‌که قطعه‌ای ناآشنا را از رادیو می‌شنویم و آن را به‌عنوان جاز، اپرای ایتالیائی یا یک سنفونی از بتهوون می‌شناسیم، به سبک آن قطعه واکنش نشان داده‌ایم. همچنین از سبک یک آهنگساز خاص، گروهی از آهنگسازان، موسیقی یک کشور یا سبک دوره‌ای معین سخن می‌گوییم. آثاری که در یک پهنهٔ جغرافیائی یا در یک دوره آفریده شده‌اند اغلب سبکی مشابه دارند. با این همه، آهنگسازانی که یک واژگان موسیقائی را به‌کار گرفته‌اند می‌توانند شیوهٔ بیان شخصی خود را بیافرینند؛ درست مانند کسانی‌که به یک سبک لباس پوشیده‌اند اما هر کدام ظاهری ویژهٔ خود دارند.
سبک های موسیقی، مانند بسیاری چیزهای دیگر، اززمانی به زمان دیگر ادامه پیدا میکند. این دگرگونی‌ها جریانی پیوسته دارند و به این ترتیب هر گونه مرزبندی میان دورهٔ یک سبک و سبک بعدی تقریبی است. در تاریخ موسیقی گرچه نقطه‌های عطفی ناگهانی نیز بروز می‌کنند اما به‌طور معمول حتی از انقلابی‌ترین سبک‌های نو نیز پیش نمودهائی در آثار دورهٔ پیشین دیده می‌شود و دگرگونی‌هائی سبک‌شناختی که سبب محو و نابودی کامل سبک پیشین شده باشند انگشت‌شمار هستند. حتی پس از استقرار سبکی نو نیز اغلب عناصری از سبک کهنه در زبان موسیقائی محفوظ می‌مانند. تاریخ هنر موسیقی غرب را می‌توان به دوره‌های سبک‌شناختی زیر تقسیم کرد:
– قرون وسطا ۱۴۵۰ – ۴۵۰
– رنسانس ۱۶۰۰ – ۱۴۵۰
– باروک ۱۷۵۰ – ۱۶۰۰
– کلاسیک ۱۸۲۰ – ۱۷۵۰
– رمانتیک ۱۹۰۰ – ۱۸۲۰
– آغاز سدهٔ بیستم تا ۱۹۵۰
از ۱۹۵۰ تا امروز

یک گروه موسیقی غربی

گروه موسیقی غربی

موسیقی در خلأ خلق نشده است. برای درک کامل سبک یک اثر موسیقی باید از نقش و کارکرد موسیقی در جامعهٔ دورهٔ آفرینش اثر آگاهی داشت.